الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

43

الغدير ( فارسى )

اطلاع پيدا كرده‌ام كه از قريش بدگويى كرده و با زمامدارانى كه از قبيلهء قريشند ، عداوت ورزيده‌ايد . اگر قريش نبودند ، شما ذليل و بيچاره بوديد . زمامداران شما براى شما سپر و پوششند ؛ بنابراين ، دست از آنها برنداريد . زمامداران شما اگر ستم ببينند ، صبر و تحمل نشان مىدهند و به خاطر شما حرفهاى عتاب‌آميز را بر خويش هموار مىنمايند . به خدا اگر دست از اين كارهاتان برنداريد ، خدا شما را گرفتار كسانى خواهد كرد كه انواع ذلت و خوارى را بر شما تحميل مىكنند و اگر تحمل هم نشان دهيد ، باز از شما سپاسگزار نخواهند بود . به علاوه ، شما در تمام جنايات و مظالمى كه در حق مردم در زمان حيات و بعد از مرگ شما مرتكب شوند ، شريك خواهيد بود . صعصعة بن صوحان در جواب گفت : امّا دربارهء قريش ، حقيقت اين است كه در دورهء جاهليت ، قريش بيش از ساير قبايل عرب نفرات و قدرت نداشته است ، و حتى بعضى از قبايل عرب پرشمارتر و قدرتمندتر از آن بوده‌اند . معاويه گفت : تو سخنگوى اين عدّه هستى ، و مىبينم كه عقل ندارى ، حالا شما را شناختم و فهميدم آنچه سبب شده كه مغرور شويد ، كم عقلى است . من از عظمت اسلام سخن مىگويم و شما در جواب از جاهليت ياد مىكنيد . خدا آنهايى را كه بزرگتان كردند ، ذليل كند . در سخنم دقت كنيد و بفهميد ، و فكر نمىكنم بفهميد ! قريش در دورهء جاهليت و نيز در دورهء اسلام فقط به وسيلهء خداى يگانه به قدرت و عزت رسيد . پرشمارتر و مقتدرتر از ساير قبايل عرب نبود ، بلكه از لحاظ تبار نجيب‌تر و از لحاظ كردار و اخلاق گرانمايه‌تر و از لحاظ مردانگى بالاتر از همهء قبايل عرب بود . در دورهء جاهليت كه مردم يكديگر را مىبلعيدند ، قريش در سايهء خدا پرستى ايمن و در امان مىزيست و خدا او را به حرمى ايمن نشانيد ، در حالى كه ديگر مردمان از اطراف آن ربوده مىشدند و به اسارت مىرفتند . آيا از عرب و غير عرب يا مردم سياه و سرخ پوست كسى را مىشناسيد كه روزگار در شهر و حريمش بر او مصيبت و بلايى نازل نكرده باشد جز قبيلهء قريش ؟ جز قريش كه نشد كسى بدخواهش شود و خدا او را ذليل نسازد ، تا آنگاه كه خداى متعال اراده فرمود كسانى را كه با پيروى دينش به عزت رسيده‌اند ، از خوارى دنيا